این زعفران، قصیدهای سرخ از دیارِ آفتاب است؛ زمزمهی باد در نخلستانهایِ جنوب و نجوایِ آب در قناتهایِ کویر. هر رشته، خاطرهی دستانیست که با صبر، طلایِ ناب را از دلِ خاکِ تشنه بیرون کشیدند و هر کلاله، بوسهای از مهتاب بر گونههایِ گلبرگ. بویش، نوایِ نی در دستانِ چوپانِ لرستانی است و رنگش، غروبِ سرخی که بر گنبدهایِ فیروزهای مینشیند.
عاشق محصولاتتونم و یه دیگران معرفی اش خواهم کرد
04
سپتامبر